الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
449
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
« يا آن كه در هنگام شب به سجود و قيام مىپردازد و از آخرت بيمناك است » . و خداى تعالى دربارهء او فرموده است : أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ « 1 » . « يا آنكه مرده بود و ما او را زنده ساختيم و براى وى نورى قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود » . ( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مورد عمار ، بسيار اهتمام مىورزيد و او مورد عنايت و تكريم آن حضرت بود . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شخصى را شنيد كه از عمار بدگويى مىكرد ، پس به شدت متأثر شد و فرمود : « آنها را با عمار چه باشد . وى آنان را به سوى بهشت فرا مىخواند و آنها وى را به سوى آتش دعوت مىكنند . همانا عمار ، پوستى ميان چشم و بينى من است و هرگاه كسى به چنان درجهاى برسد ، از او خوددارى كنيد » « 2 » . ( 2 ) هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به خلد برين رخت بربست ، عمار از برجستهترين ياران حضرت امام امير المؤمنين عليه السّلام بود كه مخصوص وى گشت و ملازم آن حضرت شد و از جمله كسانى بود كه از بيعت با ابو بكر عقب ماند ، زيرا هيچ كس را جز امام امير المؤمنين عليه السّلام به جايگاه پيامبر ، شايستهتر نمىديد . ( 3 ) پس از آنكه عمر ، عثمان را به عنوان خليفه بر مسلمين تحميل نمود ، عمار از سختترين منتقدان وى بود و علت انتقاد او از عثمان عبارت بود از : 1 - هنگامى كه عثمان ، سبد مخصوصى را در بيت المال كه حاوى
--> ( 1 ) انعام / 122 . سيوطى در تفسيرش 3 / 352 و ابن كثير در تفسيرش 2 / 178 به نزول آن در حق عمار ، اشاره نمودهاند . ( 2 ) ابن هشام ، سيره 2 / 114 .